دیروز با همسر جان رفتیم یه فروشگاهی توی روستای بعد از روستای خودمون واسه اینکه خرید خونه رو انجام بدیم. معمولا ماهی یکبار بعد از اینکه کالابرگ رو دادن میریم اونجا چون اجناس خارجی داره و تقریبا همه چیز داره و قیمتش هم به نسبت توی شهر و بقیه مغازه ها مناسب تره.
خریدمون که تموم شد و البته هیچ چیز اضافه ای نسبت به ماه های قبل نگرفتیم، در حد همون روغن، مایع لباس شویی، شامپو و شامپو بدن و اینجور چیزا. تازه قهوه میخواستم بگیرم که قیمتش شده بود ۵ میلیون گفتم فعلا ولش کن، هنوز یکمی مونده تا تموم بشه. کلا شد ۱۷ میلیون. بعد تازه اینا حداقل هاس. نمیدونم قراره تهش چی بشه، اما قطعا داریم به فنا(گا) میریم.
ب.ن:
بعد یه عده هستن که هنوز منتظرن قله ها فتح بشن. تازه اگه نگن ما به قله رسیدیم.
دیگه تپه ای دست نخورده باقی نمونده، همه جا نشونه گذاری شده. آخه آدم میتونه اینقده احمق باشه؟ توی این مملکت زندگی نمیکنی؟ توی سوئیسی؟ شایدم برای تو سوئیسه.









