پدرم یه همکاری داشت که بعضی وقتا میومد مغازمون، گاهی اوقات با همسرش و گاهی اوقات تنها. مینشستن صحبت میکردن. آخه مغازه پدرم توی خیابونیه که تقریبا تمام پزشکان شهر اونجا هستن. همسر این بنده خدا هر دفعه میومد مغازه، من بدبخت فلک زده رو سوال پیچ میکرد که چه خبر؟ چکار میکنی؟ مامان چطوره؟ خب اینا سوالای عادیه. از کجا سوالای غیر عادی شروع میشد؟ از اونجایی که شروع میکرد به پرسیدن اینکه تو چشمات رنگیه نه؟ میگفتم آره. الان به این رنگ چه رنگی میگن؟ منم میگفتم نمیدونم. همتون چشماتون این رنگیه؟ میگفتم نه بقیه چشماشون قهویه. بعد باز میپرسید تو انگار رنگ چشمت عوض میشه نه؟ میگفتم آره بسته به میزان نور، رنگ چشم خودشو یه جور نشون میده.
این سوالا برای من غیر عادی بود، غیر عادی تر اینکه هر دفعه که میومد باز همینا رو میپرسید. آخه کسی نبود بگه ولمون کن. بیکاریا. حالا منم روم نمیشد، خجالت میکشیدم از سوالای این بنده خدا.
ولی یه لطفی داشت باعث شد برم سرچ کنم ببینم اصلا این رنگ چشم، چه رنگی به حساب میاد البته اونم بخاطر کارت پایان خدمت بود (فکر کن من چقدر برام مهم نبوده که اصلا بدونم رنگ چشمم چیه). خلاصه فهمیدم به این مدل رنگ چشم میگن فندقی. اینجوریه که توی چشم اگه دقت کنین دو رنگِ قهوه ای و سبز میبینین. برای بعضیا سبز بیشتره و بعضیا قهوه ای. بعضیا رنگ سبز و قهوه ای بصورت دو حلقه دور مردمکه و بعضیا یه تیکه سبزه و یه تیکه قهوه ای.
حالا چرا یاد این موضوع افتادم؟ چون دوباره پیش اومد😂😂









