توی مطب دکتر نشستم، نوبتم ساعت ۱۰ بود اما الان که ۸ اومدم. به منشیه با حالت خیلی محترمی گفتم من نوبتم ساعت ۱۰ بوده اگه میشه‌ که الان بشینم‌ اگه امکانش نیست برم همون ۱۰ بیام. گفتش نه خواهش میکنم چرا بری دوباره بیای. بشین نوبتت میشه. الانم نشستم ببینم خانم منشی تا قبل از ۱۰ نوبت میده بهم یا همش الکی بوده.

بعضی وقتا آدم توی سن کم کارهایی انجام میده که نتیجشو بعدا میبینه. یکی از همینکارا رو من انجام دادم و فتق دیسک گرفتم الانم ۲ ساله که میدونم دیسکم پاره شده، دیگه از کی اینجوری شده، نمیدونم. اون موقع ها وقتی ۲۰ یا ۲۱ سالم بود، با پدرم پیمانکاری پست های فشار قوی برق کار میکردم. صحبت کارگر گرفتن که میشد بهش میگفتم چرا کارگر بگیریم؟ من هستم که. یادمه یه پست برق رو کامل دو نفری با داییم کابل انداختیم و بستیم. کارمون توی شهر خودمون نبود، یکی از روستاهای اطراف شهر سیریک بود. از ۵ صبح کار میکردیم تا ۷ شب و فقط برای ناهار، دست از کار میکشیدیم. کاری که باید توی چند ماه انجام میشد رو ۱۰ روزه جمع کردیم. اولین بار اونجا کمرم تیر کشید. یه چند دقیقه ای نشستم دردش بهتر شد و باز به کار ادامه دادم.

 بعد از اون‌روز، این تیرها کشیدن هر چند مدت یکبار پیش میومد و مدتی استراحت میکردم و بهتر میشد. هی کم کم فاصله بین درد کمرم کم و کمتر میشد، دردش و مدت نیاز به استراحت هم بیشتر. آخرش رفتم دکتر و بعد از ام آر آی گفت فتق دیسکه و منم توجه نکردم تا جایی که بعد از یک روز که درد بسیار شدیدی گرفت که تا یک هفته اصلا نمیتونستم کمرم رو صاف کنم، بعد از یک هفته هم لنگان لنگان تونستم به زندگی معمولی ادامه بدم. اما بعد از ام آر آی مشخص شد که دیسک دیگه خسته شده و میگه من باهات نمیام. الانم دکتر میگه فعلا همینجور هر ۶ ماه یکبار بیا و ام آر آی کن تا ببینم کی واقعا نیاز به عمل داره، فعلا حیفه عمل نکن و با دردش بساز.