این عکس که می بینید، مسیر پیاده روی صبحگاهی نیست. مسیر  صف پمپ بنزین صبحگاهی در ساعت ۴:۳۰ صبحه.

مدیریت اینه که میتونی اول صبح مردم رو از خواب ناز بیدار کنی برای تشکیل چنین صفی. خدا میدونه ظهرها صف چجوریه.

کله صبح هر پمپ بنزینی که رفتم بهتر از این نبوده، فقط یه پمپ بنزین که اونم سهمیه آزاد نداره واسه همین خلوت بود. قطره های آخر سهمیه کارت بنزین ماشین رو زدم و ته کارت به گل رسید و حتی ۳/۴ باک هم پر نشد. خب ۱۲ روز دیگه مونده تا سر برج و سهمیه بنزین هم‌ ندارم، ماتحتمم برای رفتن در چنین صف هایی بسیار بسیار گشاده. البته ناگفته نماند پمپ‌ بنزین های کنار خیابونی در دبه های ۲۰ لیتری همیشه هستن. فقط فکر میکنم بنزینشون براساس قیمت نفت برنت دریای شمال و یا اوپک باشه که اونم با قیمت لحظه ای دلار همیشه در تغییره. هیچوقت بنزین زیر لیتری ۶۰ تومن اینا ندارن. اواخر ماه ۱۰۰ تومن هم میشه.

آقای مسئول، ازت متشکرم. از بابات هم بابت ساخت چنین مدیر نمونه و شایسته ای قدردانی میکنم فقط کاش اون شب یا اون روز، گرمی‌ کمتر‌ میخورد یا لااقل از صابون گلنار استفاده میکرد.(خیلی ببخشید ولی این پاراگراف آخر برای کم‌شدن عصبانیت نیاز بود).