جریمه سر صبحی

1405/3/13
09:08

امروز صبح موقع اومدن سرکار، پلیس راه رانندمون رو بخاطر اینکه من کمربند نبسته بودم، جریمه کرد و افسر ۱۵۰ تومن براش نوشت. بعد که رسیدیم و پیاده شدیم بهش گفتم شماره کارت به من بده من این ۱۵۰ تومن بریزم‌ به حسابت. قبول نکرد گفتش که ۱۵۰ تومن چیزی نیست. الان پول یه شات قهوه بیشتر نمیشه. گفتم اشکال نداره همون قهوه. من کار اشتباهی انجام دادم و قرار نیست شما تاوانشو بدی.

هرچقدر اصرار کردم قبول نکرد، دیدم کنار پخش ماشینش، کارتش هست. کارتشو برداشتم و ۱۵۰‌تومن کارت به کارت کردم، ناراحت شد ولی خب اون مقصر نبود و چرا باید جریمه بشه؟ غیر از این مگه یک راننده چقدر حقوق میگیره که بخواد جریمه منو بده؟ بعد گفتش که مقصر من بودم نباید میگفتم جریمه‌ بخاطر چیه، باید میگفتم بخاطر شیشه دودیه. دیگه من چیزی نگفتم و فقط دوباره  معذرت خواهی کردم که باعث جریمه شدم و از‌‌ ماشین پیاده شدم.

اولین روز اجرای تز مسخرشون

1405/3/12
12:14

از امروز کار مسخره ای که گردنمون انداختن رو شروع کردیم و اولین چاه رو تموم کردیم. هوا گرمتر از چیزی بود که بشه تحمل کرد باد هم اصلا نمیومد اما هرچی که بود اولین چاه تموم شد. 

در حین کار ساعتم آلارم داد، نگاه کردم دیدم نوشته ضربان قلب بالاس. دیدم داره ۱۷۴ رو نشون میده. خودمم احساس میکردم که کم کم داره بهم فشار میاد. آدم بالا رفتن سنش رو یهو متوجه میشه. کاری که چندسال پیش بدون مشکل و خیلی راحت انجام میدادی رو الان نمیتونی مثل اون موقع راحت انجام بدی. دیگه الان توی ۴۱ هستم دیگه. سن یک عدد نیست، سن یک حقیقته. 

امروزمون با چاه شماره ۹ گذشت. فردا احتمالا چاه ۲ رو انجام بدیم. و از هفته بعد چاههای دیگه. خوشبختانه جوری برنامه چیدیم و نقشه کار رو کشیدیم که اگه از این تز مسخرشون پشیمون شدن، نیاز نباشه کلا بریم باز کنیم. با بستن یک شیر همه چیز مثل روز اول میشه.

سوال

1405/3/10
19:25

انتخاب شما کدوم یکیه؟

۱- باشعورِ مسئولیت ناپذیر

۲- بی شعورِ مسئولیت پذیر

لطفا اگه جواب میدین دلیلش رو هم بگین.

البته مسئولیت پذیری هم جزئی از شعور به حساب میاد اما منظور من کل شعوره. مجموع تمام چیزهایی که شعور گفته میشه.

صفحه قبل
صفحه بعد