تعطیلات داره تموم میشه ولی من سرکارم. ۳ روز تعطیل آینده هم سرکارم.
امسال نوروز متفاوت بود، خاص بود. شهر ما بوی نوروز نداشت. اون شلوغی که هرسال سعی میکردیم ازش فرار کنیم و سمت خیابون ساحلی و لب دریا نریم که یه وقت توی ترافیک و ازدحام جمعیتش نیفتیم، الان تبدیل به دلتنگی شده. دلم اون شلوغی رو میخواد، دلم دیدن اشتیاق مردم به زندگی رو میخواد. مغازه هایی که از چند ماه پیش خودشون رو برای نوروز و مسافرهای نوروزی آماده میکردن و جنس خریدن الان از خلوتی و بی مشتری می نالن.
با شروع شدن جنگ زمینی که احتمالش هم کم نیست، ماها به واسطه جنوب بودن بیشتر در خطر هستیم. مخصوصا اینکه محل کارمون چسبیده به پالایشگاه هم هستش. البته سرنوشت ما از قبل مشخص و نوشته شده پس ناشکر نیستم.
ولی سهممون فکر میکنم خیلی زیاد نبود...
این پست رو برای کسانی مینویسم که انسان های مذهبی هستن ولی موافق جنگن و معتقدن آمریکا و اسرائیل قراره ناجی باشن.
تاریخ و عقاید قوم یهود رو که بخونین، به حقایق عجیبی پی میبرید. مثلا خودشون رو قوم برتر میدونن. بقیه انسانها در نظرشون در واقع انسان نیستن بلکه به شکل حیوان خلق شدن تا به اونا خدمت کنن.
خدا در قرآن میگه یهود و نصارا رو به دوستی نگیرین. اینها دوستان شما نیستن. این قاعده کلیه. یعنی شما باید همیشه مواظب و آماده ضربه ای که قراره از اینا بخورید باشید. اما متاسفانه خیلی وقته ایده های تفرقه انگیز یهود و نصارا در باورهای مسلمانان و دنیای اسلام رسوخ کرده و جای وحدت، به دشمنی با همدیگه روی آوردن. طبیعیه که منفعت این تفرقه رو دشمنان اسلام میبرن. الان هم داریم میبینیم. چقدر از مردم کشورمون تا حالا زیر بمباران آمریکا و اسرائیل کشته شدن؟ و هنوز میگن ما به مردم کاری نداریم. و یک عده زودباور این حرفها رو باور میکنن و کی قرعه از همسایه به نام ما بیفته.
مشکل اینه توی این ۴۷ سال این نظام جوری رفتار کرده که ما فکر میکنیم هرکی با ج.ا مخالفه، دوست مردم به حساب میاد. ۴۰هزار نفر توی چند روز با وعده کمک ترامپ کشته شدن و بعد بهانه ای شد که به ایران حمله کنه.
برای ما مسابقه باخت باخته. چه این نظام بمونه و چه اونا پیروز بشن ما باختیم. نه اون ترامپ و نه اون نتانياهو بچه کش ناجی ما هستن و نه این نظام قراره ما رو خوشبخت کنه. ما باختیم. زندگی و جوونیمون رو باختیم. گذشته و حال و آیندمون رو باختیم.
اگر میتونید از اینجا برید، برید لااقل آیندگانتون از شما به نیکی یاد کنن و مورد لعن و نفرینشون قرار نگیرید. اگر نمیتونید هم مثل من بپذیرید که قرار فحشتون بدن و هزار بار از گور بیرونتون بیارن و باز بندازنتون توی گور.
یک پایگاه هوایی توی شهر ما و تقریبا نزدیک خونه ما هستش که الان فکر میکنم جایی که سوراخ نباشه، نداشته باشه. روزی نیست که بمباران نشه.
خلبانه صبح از خواب بیدار میشه صبحانه شو میخوره، قهوه شو(شایدم چای ولی احتمال قهوه بیشتره) مینوشه. بعد هواپیما رو استارت میکنه و در مسیر رفت یا برگشت یه بمب میندازه سر این پایگاه و به راهش ادامه میده. ما هم از صدای انفجار به هوا میپریم.
ایستگاه رادیو و تلوزیون رو هم که دو هفته پیش زدن و الحمدلله از نعمت دیدن تلوزیون محرومیم که خودش لطف بزرگیه. تلوزیون روز روزش چیزی نداشت الان که دیگه هیچی.
از حقوق اسفند هم که خبری نیست و معلوم نيست بدن یا نه درنتیجه اوضاع در بهترین حالت ممکنه.