رئیس الروسا

1405/7/1
07:53

دیروز بعد از دو هفته کاری که رئیس‌ توی پاچمون کرده بود تموم شد.‌ البته اینم بگم توی پاچمون کرد و رفت مرخصی.

اول یکمی در مورد شرایط شغلیم توضیح بدم و بعد ادامه بدم. هر منطقه عملیاتی چند اداره داره، عملیات، تعمیرات، ایمنی و آتش نشانی، خدمات و پشتیبانی. و بقیه واحد ها زیر نظر این ادارات هستن. مهمترین اداره عملیاته و بقیه باید به عملیات کمک کنن که بتونه تولید نفت و یا گاز داشته باشه. یه جورایی عملیات کارفرما به حساب میاد. من توی اداره تعمیرات و واحد ابزاردقیق کار میکنم.

حالا داستان چی بود؟ یه تابلویی داریم که از روز اول که شرکت سازنده محترم داخلی زحمت ساختش رو کشید، نشت داره و اون موقع نماینده واحد ابزاردقیق ما توی تست کارخونه که FAT گفته میشه این تابلو رو تایید نکرد، اما ستاد محترم زحمت کشید و خودش تاییدش کرد، اومدن نصب کردن و کرد توی پاچه ما. گفت پیمانکار، کار رو نیمه کاره ول کرده و از این به بعد مسئولیت تعمیرات و نگهداری و رفع نواقص با شماست. به همین سادگی.

هیچی ما موندیم‌ یه تابلو درب و داغون که نشت داره، قطعات نو که گذاشتن به لطف حمایت از کالای داخلی، معیوبه و هر روز یه بامبولی درمیاره. قطعات معیوب رو تعمیر و یا تعویض کردیم و در نهایت تابلو درست شد و فقط موند نشتی که داره. برای رفع نشت باید چند روز تابلو رو از سرویس خارج کنیم، کلا اوراقش کنیم و اون‌ مخزن که از پشت سوراخه رو بیاریم بدیم به یه واحد دیگه ای از تعمیرات به نام کارگاه مرکزی تا جوشکاریشو انجام بده و عیبش برطرف بشه. مشکل کجا بود؟ مشکل اینه مجوز نمیدن که تابلو از سرویس خارج بشه، چون اینکار یعنی تولید قطع میشه. رئیس عزیز یه تز در حد پایان نامه دکترا دادن که میریم یا تابلو دیگه بصورت موازی با این تابلو میبندیم و در نهایت برای اتصالش به اون تابلو چند ساعت از سرویس خارج میکنیم چون در حد چند ساعت برای اینکار بهمون مجوز میدن و تابلو جدید بصورت موقت تا رفع عیب از این تابلو، جاش کار کنه. خوب خیلی پیشنهاد خوبیه اما چند مشکل وجود داره. مهمترینش اینه هوا جهنمه. از آسمون آتیش میباره جوری که آچار رو اگه ۱ دقیقه زیر آفتاب بذاری دیگه نمیشه با دست برداری. انگار ما فحش خارمادر دادیم‌ خورشید و اونم داره تلافی میکنه. پیشنهاد ما به رئیس این بود که الان چند ساله وضعیت اینه، بذاره برای زمستون که هوا بهتر بشه. از اونجایی که رئیس  خیلی به نظرات دیگران اهمیت میده، به هیچ جاش نگرفت و دقیقا روزی که جای رئیس تعمیرات بود، رفت به رئیس منطقه اینو گفت که ما میخوایم اینکارو انجام بدیم و  توی چند روز تمومش میکنیم. حالا عملیات داره به ما فشار میاره اونم برای کاری که تز خودمون بوده که سریع تموم کنین. میگم مرد حسابی این پیشنهاد ما خودمون بوده بعد تو هر روز داری زنگ میزنی‌که چی شد، کی تموم میشه؟

خلاصه دیروز تموم شد و الان تابلو تا شنبه تحت تسته که اگه اوکی بود، شنبه جابه جا کنیم. فقط پدر ما در اومد، پوست انداختیم زیر آفتاب. رئیس متشکرم، ریاستت هم از بغل در حلق خودت..

دوستان

1405/6/30
08:37

نمیدونم براتون پبش اومده یا نه ولی بعضی از آدمها و دوستان هستن که واقعا علاقه ای به رفت و آمد و برخورد باهاشون‌ ندارین، اما به ناچار مجبوری باهاشون رفت آمد کنی. نه اینکه لزوما آدمها بدی باشن اما اینقدر غر میزنن و از زمین و زمان‌ می نالن که حال تو هم خراب میشه. بعد واقعا اون آدمو میشناسی میدونی میتونه غر نزنه. شرایطش واقعا اونجوری نیست که داره می ناله. سقف آرزوی بینهایت داره و خب با این‌ شرایط طبیعیه اگه درآمدش به اندازه خانواده روتشیلد هم باشه، بازم ناراضی باشه. ولی خب غر زدنتو پیش ما نیار...

دیسک

1405/6/29
05:55

امروز از اون روزاس که با درد دیسک کمر باید سر کرد. این دیسک هم دقیقا کی تصمیم به اعتصاب گرفته؟ دقیقا و دقیقا زمانی که توی کار امروز، به سالم بودنش نیاز دارم.

درسته حقوق ندادن، درسته ماده ده ندادن، درسته خیلی از چیزا نگرفتیم. اما دیسک عزیز اینا دلیل نمیشه تو اعتصاب کنی. پس وجدانت کجا رفته؟ ما با هم اینجوری قرار نذاشته بودیم. الان میخوای تلافی گذشته ها که مواظبت نبودم رو سرم دربیاری؟ من حالا یه خبطی کردم تو به بزرگواری خودت ببخش. انسان مگه جایزالخط نیست؟ اصلا بخشش از بزرگانه.

اینم بگم الان دارم با نرمی باهات صحبت میکنم، کاری نکن مجبور بشم بدمت دست تیغ جراح، اونوقت خودت میدونی اون مثل من مهربون نیست. اینهمه سال با ناز کردنات کنار اومدم، دیگه طاقت ناز کردناتو ندارم، خسته شدم. میفهمی؟ هی تو ناز کردی، منم نازتو خریدم و تو هی بیشتر ناز کردی و من بیشتر نازتو خریدم. الان دیگه پررو شدی...

کثافتِ دیسک. اصلا از حالا بهت میگم فلاپی که بهت بر بخوره...

صفحه قبل
صفحه بعد