یکبار توی بلاگ اسکای در مورد اینکه کاری که پکیج های موفقیت با زندگی آدم میکنه نوشتم. خیلی از خوانندگان مخالف بودن.
من هنوزم به حرفم معتقدم. اینقدر برنامه ریزی و تلاش برای آینده، فرصت زندگی رو از آدم میگیره. ذات آدم همیشه حسرت گذشته و ترس از آینده داره که البته برای بقا نیازه. اما این حسرت و ترس تا جایی ادامه داره که دیگه فرصت حال رو از آدم میگیره. تا جایی که حال رو فدای آینده موهوم میکنه. اینقدر تلاش میکنیم که جزو اون دسته خاصی باشیم که توی پکیج های موفقیت مثال زده شده که یادمون میره عمرمون، جوونیمون و سلامتیمون دائمی نیست. و احتمالا قبل از رسیدن به اون مقصود، شیشه عمرمون خالی میشه.
اول جنگ علی الحساب حقوق اسفند واریز شد و خود اصل حقوق رو ۱۵ فروردین پرداخت کردن. ملت همه بخاطر یه بخش نامه، حقوق های خوب گرفتن حتی از خود حقوق اصلی هم بیشتر. منم حقوقم منفی ۳ میلیونه. یعنی اون پولی که اونا گرفتن رو نگرفتم که هیچ، این ماه باید ۳ تومن دیگه هم بدم به شرکت.
زمانی که تعدیل مدرک انجام دادم دقیقا همین بلا سرم اومد. دیدم حقوق پایه م ۵۰۰ تومن افزایش پیدا کرده زنگ زدم امور اداری گفتش آره برات خیلی خوب حساب کردن. ازش پرسیدم فلانی مطمئنی درسته؟ نه که فردا کم کنن. گفتش نه اصلا چنین چیزی نداریم. هیچی دیگه فرداش اون ۵۰۰ تومنیه تبدیل شد به ۲۰۰. زنگ زدم ستاد میگه اون موقع کامل حساب نشده بود الان برات کامل حساب کردیم. گفتم شما وقتی کامل حساب نشه میزنین توی پورتال؟ میگه من وظیفم نیست به تو جواب بدم برو از امور اداری خودت بپرس. میگم خود امور اداری گفته زنگ بزنم به شما. اونم نفهمیده شما چجوری حساب کردی. هیچی دیگه قطع کرد.
کلا پول باعث فساد میشه. هرچقدر پول کمتر داشته باشی احتمال اینکه فاسد بشی کمتره. منم نه چون مستعد فساد و فاسد شدنم، واسه همین توی موضوعات مالی شرکت هوام رو داره. نمیذاره ذره ای بلغزم...😄
هرکسی یک روزی به این نتیجه میرسه که تهش هیچی نیس.
یکی توی ۲۰ سالگی، یکی ۴۰ سالگی، بعضیا شاید بیشتر. بعضیا هم لحظه ای که دارن نفس آخر رو میکشن به این نتیجه میرسن. هر چی زودتر به این نتیجه برسیم، فرصت بیشتری برای زندگی داریم و پشیمونیمون کمتره که چرا زودتر نفهمیدم.