یک پایگاه هوایی توی شهر ما و تقریبا نزدیک خونه ما هستش که الان فکر میکنم جایی که سوراخ نباشه، نداشته باشه. روزی نیست که بمباران نشه.

خلبانه صبح از خواب بیدار میشه صبحانه شو میخوره، قهوه شو(شایدم چای ولی احتمال قهوه بیشتره) مینوشه. بعد هواپیما رو استارت میکنه و در مسیر رفت یا برگشت یه بمب میندازه سر این پایگاه و به راهش ادامه‌ میده. ما هم از صدای انفجار به هوا میپریم.

ایستگاه رادیو و تلوزیون رو هم که دو هفته پیش زدن و الحمدلله از نعمت دیدن تلوزیون محرومیم که خودش لطف بزرگیه. تلوزیون روز روزش چیزی نداشت الان که دیگه هیچی.

از حقوق اسفند هم که خبری نیست و معلوم نيست بدن یا نه درنتیجه اوضاع در بهترین حالت ممکنه.