1- میگن همیشه توی هر فاملیلی یه دایی هست که مال و ملک پدربزرگ رو توی تقسیم ارث، بالا کشیده و بعد همشون رو حیف و میل کرده و الان پررو پررو میاد خونه خواهرش میشینه و میوه میزنه و اصلا به روی خودش نمیاره که اتفاقی افتاده و بعضا تز اقتصادی از جیب خواهر هم میده.
2- از شروع جنگ تا الان هنوز دورکاری برقراره و امروز روز استراحتمه. روزهای استراحت واقعا حوصلم توی خونه سر میره. یاد اون موقع میفتم که اقماری کار میکردم و 14 روز کار و 14 روز استراحت بودم. فکر کردن بهشم سخته. الان اصلا حاضر نیستم برگردم به گذشته. قبلا 14 روز کار سخت بود و 14 روز استراحت خوب بود اما الان فکر میکنم 14 روز استراحت هم بده.
3- دوره و زمونه تغییر کرده و ما به قول دهه هشتادیا توی ترنزیشن موندیم. یه لنگمون اونور و خانواده های سنتی و رفتارهای سنتی و البته احترامی که هنوز برای پدر و مادر قائلیم و یک لنگمون اینور که بچه های خودمون به اندازه پشم هم ما رو حساب نمیکنن و هیچ جاشون نیستیم. دچار دوگانگی شدیم.










