تقریبا مطمئنم آینده روشنی که خیلیا برای ایران متصورن، به عمر من قد نمیده. ولی جایی جز ایران وجود نداره. لااقل برای من وجود نداره. من دارم وارد ۴۱ سالگی میشم. اینجا که یک وبلاگ جدیده نمیتونم از نو بنویسم بعد چطور میتونم زندگی جدید در جایی غریب و کشور غریب شروع کنم؟
برای من دیگه دیره. من ریشم توی این خاک حتی اگه ویرانه باشه شکل گرفته. ولی شاید واسه ی بچم اینجوری نباشه، شاید واسه شماها اینجوری نباشه. به مهاجرت فکر کنید...










